شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

155

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

مردمى كه در محيطى آرام كه در آن هيچ گونه خطرى احساس نمىشد با مسلم بن عقيل عليه السّلام رو به رو شدند و از وى استقبال نمودند ، هنگامى كه در وفادارى خود نسبت به آن بزرگوار احساس خطر كردند ، چنان با سرعت از گرد او پراكنده گشتند كه راستى در تاريخ ملتها بىسابقه و يا حد اقل كم نظير است . هنگامى كه فرزند معاويه از ورود نمايندهء مخصوص حسين عليه السّلام در كوفه و موفقيت سريع آن بزرگوار اطلاع يافت و دانست كه نعمان بن بشير استاندار كوفه چنان ناپاك و جسور نيست كه بتواند تسلط حكومت وى را براى آن ناحيه ( كه به منزلهء قلب عراق و پايگاه قدرت آن بوده است ) در برابر مسلم حفظ كند ، به ناچار دست به دامان كثيف‌ترين و بىاصالت‌ترين نوكران و عمّال خويش يعنى عبيد الله بن زياد زد و او را كه در بصره حكومت داشت با حفظ سمت به استاندارى كوفه منصوب ساخت و مأموريت داد تا كوفه را آرام كند و جنبش اصيل و مقدسى را كه به حمايت از خاندان شريف پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وجود آمده بود ، به سختى سركوب سازد . فرزند زياد با نيرنگ خاصى وارد كوفه شد و به دار الاماره رفت و با نداشتن نيروى نظامى قابل ملاحظه‌اى ، با خدعه و شيطنت و تهديد و تطميع ، چنان كوفه را در برابر قدرت پوشالى و پوچ يزيد مرعوب ساخت كه توانست در كمترين مدت تسلط از دست رفتهء آن حكومت كثيف را بر آنجا به صورت بهتر و عالىتر بازگرداند و نيروى عظيمى را كه در حمايت از مسلم بن عقيل گرد آمده بود به آسانى متلاشى سازد . او دستور داد منادى در همه جا ندا در دهد و بگويد : « مردم كوفه ! بر بيعت يزيد ثابت بمانيد پيش از آن كه وى سپاهى نيرومند از شام بفرستد تا مردان شما را بكشند و زنان شما را به اسارت ببرند . » « 1 » آرى ، پسر زياد تنها با يك تهديد پوچ و بىاساس توانست آن مردم سست پيمان را از گرد مسلم بن عقيل پراكنده سازد ، و تنها مردى كه در سراسر كوفه در يارى آن شيرمرد قريش پايدار ماند ، « هانى بن عروه » بود كه جان خود را در راه حمايت از وى از دست داد و با آن حضرت به شهادت رسيد . زادهء زياد با آن كه هانى را براى تسليم نمودن مسلم سخت مورد تهديد قرار داد و گفت اگر مسلم را به من نسپارى و او را تسليم نسازى « براى تو راه فرار و نجاتى نيست » ، با اين حال هانى شهامت و جوانمردى نشان داد و گفت : « لا و الله . » آيا از من

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 59 .